این ادعای صنعتی شدن سریع ایران در دوران محمدرضا پهلوی، اگرچه در ظاهر با برخی آمارهای رشد اقتصادی همراه است، اما با واقعیتهای تاریخی و تحلیلی عمیقتر همخوانی ندارد. این روند نهتنها موجب استقلال و خودکفایی کشور نشد، بلکه اقتصاد ایران را بهصورت بیسابقهای به غرب و نفت وابسته کرد. در ادامه، این موضوع را در چند محور بررسی میکنیم.
1. وابستگی اقتصادی بهجای صنعتی شدن واقعی؛ توسعه صنعتی آن دوره، بیشتر مبتنی بر واردات کالاهای صنعتی و مونتاژ بود تا ایجاد زنجیره تولید داخلی. یک نمونه عینی، توقف کارخانه ارج با ۸ هزار کارگر در سال ۱۳۵۶ به دلیل نبود پیچ است. این نشان میدهد حتی سادهترین قطعات نیز از خارج تأمین میشد و صنعت کشور فاقد پایههای فناورانه و خوداتکایی بود.
2. اتکای انحصاری به درآمد نفت و بیثباتی؛ رشد اقتصادی آن دوره تقریباً بهطور کامل به درآمدهای نفتی گرهخورده بود. طبق اسناد، سهم نفت و گاز از صادرات ایران از ۷۷ درصد در سال ۱۳۴۲ به ۹۸ درصد در آستانه انقلاب رسید. این وابستگی مطلق، اقتصاد را در برابر نوسانهای جهانی بشدت آسیبپذیر کرده بود و هر کاهش قیمت نفت میتوانست کل «معجزه اقتصادی» را متوقف کند.
3. تخریب کشاورزی و تشدید نابرابری؛ سیاستهای صنعتی سازی رژیم پهلوی با نادیده گرفتن بخش کشاورزی همراه بود. بهگونهای که کشوری که روزی در تولید گندم خودکفا بود، به واردکننده گندم از آمریکا تبدیل شد. این روند، موج مهاجرت روستاییان به شهرها را به دنبال داشت که به تشدید نابرابریهای منطقهای و اجتماعی انجامید.
" احسان نراقی" مشاور ارشد فرح دیبا در خاطرات خود در مورد ادعای صنعتی شدن ایران در دوران پهلوی مینویسد:« زمانی که ریاست انستیتوی تحقیقات و برنامهریزی آموزشی و علمی را عهدهدار شدم، گزارشی برای شهبانو فرستادم. من قبلاً از جیمز هاریسون، معاون سابق دبیر کل یونسکو در امور علمی و فنّاوری و معاون سابق وزیر انرژی کانادا، دعوت کرده بودم که جهت بررسی مسئله ( قرارداد با شرکتهای غربی) به اینجا بیاید. او دو ماه در تهران ماند و قراردادهای شش طرح مهم را که دولت ایران با شرکتهای خارجی منعقد کرده بود، بررسی کرد( قراردادهایی مانند پتروشیمی، انرژی هستهای، آلومینیوم و غیره) او در گزارشش قید کرد که در تمامی این قراردادها، بیشتر از خارجیان استفادهشده است تا ایرانیان. او تأکید کرد: « چنان چه شما بهطورجدی، شرایط این انتقال را مورد مذاکره قرار ندهید، همیشه به تکنولوژی غرب وابسته خواهید ماند.» آقای هاریسون تشریح کرده بود که اینگونه صنعتی شدن همهجانبه که فاقد سیاست علمی و فنّاورانه محکم است، ما را هرچه بیشتر به کشورهای خارجی وابسته میکند و باعث خواهد شد که هیچوقت قادر نباشیم بر توان خود متکی گردیم... وقتی از اعتماد( رئیس سازمان انرژی اتمی) سؤال کردم: « چرا موفق نمیشوید در قراردادهایتان با شرکتهای خارجی، شرایط محدودکنندهای بگنجانید » او به ما پاسخ داد که وجهالمصالحههای مالی بسیار زیاد و منافع اشخاص پرنفوذ از آزادی مذاکرات میکاهد. موقعی که مورد خرید مراکز اتمی پیش آمد، ما خود را تحتفشار دائمی والاحضرت اشرف پهلوی احساس کردیم که میخواست پیشنهاد یک گروه آلمانی را بپذیریم، درحالیکه مبلغ این پیشنهاد یک میلیارد فرانک بیشتر از سایر مؤسسات خارجی بود.» این مشاور فرح پهلوی و محمدرضا پهلوی در مورد علت این مشکل میافزاید: « شاه صرفاً به نسخهبرداری از غرب میاندیشید و در مورد هرچه که رنگ ملی داشت، در حدی تحقیرکننده جهالت به خرج میداد.» ( از کاخ شاه تا زندان اوین، انتشارات رسا، 1370، صص105-106-115) به نقل از کتاب (چالشهای تاریخی، انتشارات دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران، 1403، عباس سلیمی نمین)
درمجموع، آنچه بهعنوان «صنعتی شدن سریع» دوران پهلوی مطرح میشود، یک توسعه وابسته، شکننده و تکبعدی بود که بر پایه درآمد نفت و واردات فناوری شکلگرفته بود.
منبع: پرسمان سیاسی شماره 23